همونی که بود

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اینبار خورشید ميتابيد و با آسمون آبی که  گرمای آفتاب  دلِ جزیره رو زنده کرده بود  ، مثل  همونی که نبود و اینبار بود، که با هم خود جزیره بودیم با ساحلی سفید  و با اون که  از نگاهش آسمونم آبرها رو کنار زده بود که خورشید شفافتر و درخشانتر لبخند اونو به دنیا نشون بده. جزيره ای با درختانی شخم زده مثل موهای مجملی یک دختر  ناز   . ما رو بروی پنجره ای باز  رو به يک آبادی و خیره به این آبادی ،  ما مشغول خود و آنها  بر ما ، حتی آنهایی  که تو بهت دشت بودن،  اینو   فهمیده بودن و هر موجود زنده ای با صدای خودش داد میزد ، طوری که همه صدا ها قاطی هم بود، بعضی وقتها هم فرصتی برای سکوت مطلق پیدا میشد  برای ضیافتِ عشق، برای نازک شدن، برای نزدیک شدن ، برای دل دادن، برای شاعر شدن، برای نوازش ،  برای قدم زدن روی آسفالتِ تازهِ چسبناک ، برای این سَر خورده ، برای  دوست داشتن  و نهایتا سکوتی برای گم کردن خود و بعد پیدا کردنِ منِ در آن و  من به دنبال دستی بر دست  ، سری بر دوش و لبخندی بر لب  و شاید بر عکس . من به دنبال آن آبادی ، هوای خنک آزادی ، روزهایی نه چنین افسرده،  من به دنبال آن جاده تازه چسبناک ، من به دنبال  گشتن این روزها و سالها با او  که از این جا برویم  به دیاری که مرا عصر به عصر به تماشای آن ملکه صبا  بنشاند و هر روز صبح به صبح به  عشق ، آن آبادی بروم  پنجره را باز کنم  . من به دنبال حسی برای آخرین تصمیم  برای شکستنِ این جامِ پوچِ پایان که پا ، اگر بسته، آسمان آبیست دلها گرم است، و دستها بر  دست و دوشها بر دوش. 

 

 

 

/ 5 نظر / 12 بازدید
mana

من مسافرم اي بادهاي همواره ! مرا به وسعت تشكيل برگ ها ببريد ... به من سر بزنيد خوسحال ميشم.

شیرینه

امين شب يلدا هم رسيد به خوشی رسيد منتظری ی ی ی ی ی ی ی ی ی م م م م م م م م م .

شیوا

من تا شکستن صدای سکوت در آن جزيره که تمام نيستی انسان را به يکباره به هستی تبديل می کند و تا شنيدن صدای ماشينی که در آن وادی که يگانه وسيله حرکتی چهار پايانند مانند صدای شر شر آب در کوير می ماند.همراهت بودم مانند خواهری که از ترس زمين خوردن برادرش هر کجا که او ميرود به دنبالش نفس زنان می دود،همراهيت کردم تا به آخرين تصميمت برسی،امين، زندگی صحنه يکتای هنرمندی ماست/ هر کسی نغمه خود خواندو از صحنه رود/ صحنه پيوسته به جاست/خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد/موفق باشی از اینکه تصمیم گرفتی خوشحالم

شیرینه

سلام آقای امين ما که همين جوری داريم پيش شما لو مي ريم ..... !!!!!!!!!! شما هم لطفی به اين دل ما بکن و يکم از کلمه هایت را لو بده ......... !!!!!!!!

شیوا

امين توام مثل من کم کار شدی چرا ديگه نمی نويسی؟نوشته هات به دل می شينه بنويس