امروز کلاسهامون شروع شد و رفتم سر کلاس .اه اه  چقدر کسل کننده .پسرای کلاس (ما ۵ نفر پسر هستيم حدود ۴۰ نفر هم دختر هستن)آره پسرا نيومده بودن و تنها تو کلاس بين دخترا بودم ؛با استاد وارد کلاس شدم .انگار اصلا کسی رو نميشناختم ؛انگار ۲ سال نيس که باهاشون همکلاسم ؛چرا اينطوری شدم من اين روزا02.gifولی اونا بر عکس من  چقدر تحويلم گرفتن ؛تو چشمهاشون حس صميمييت و دلتنگی رو ميخوندم رفتم نشستم.آها اجازه بدين اينم بگم که ما برا دخترا يه اسم مستعار داريم که بين خودمون پسرا اونارو به اون اسامی ميگيم  مثلا:جودی ابوت .خرس مهربون.خرس کوهستان.گرگ کوهستان.داروغه.شیپورچی واسمارتيز های رنگی  و غيره ...ضايعترينشون شیپورچيه و تو کلاس هم من فقط با چند نفر خاص حرف ميزنم از با بقيه اصلا اسمهاشون هم يادم رفته .داشتم از لحظه نشستنم ميگفتم که تازه دخترا برگشتن عقب سلام و عليک و احوال پرسی اينا . ولی اين به پشتوانه خاطراتی هس که با هم تو اين مدت داريم .همونطور که من قبل از کلاس اصلا احساسی نداشتم کمکم تو صورت هر کدوم يه خاطره ای برام تداعی ميشود و اين احساس غريب بودن تو اونجا کمکم از بين رفت.تازه تيکه انداختنهای اساتيد شروع شد؛استاد گرامر بهم گفت تنها مرد خونه ای ها الان .منم بهش گفتم شما هم که اينجايی پس شما چی هستی (البته در يواش)يکی از دخترا برگشت گفت اين نامرده:(( اونيکی استادانگليسی  هم که بار اول باهش درس دارم يه جوون شيک پوش خوش تیپ که اصرار ميکرد که غير از انگليسی زبون ديگه ای بلد نيس ولی آخر کلاس يکم ترکی ؛فارسی از دهنش بيرون اومد حدس زدم که بخاطر لهجه بدشه .اونم گفت تنها پسر کلاس بيا پای تابلو اين متن رو بخون ؛من ديگه نخواستم جمله جلسه قبل رو تکرار کنم ولی دخترا که جلسه قبلش شنيده بودن قاه قاه ميخنديدن .ولی از اخلاقش خوشم اومد پر دلو جرات بود .دانشگاه جذابيتی برام نداره ولی سويتی ميگه بهتره خوش بود و دنبال جذابيتهای جديد و پايدار گشت .آره چشمها را بايد شست جور ديگر بايد ديد

و همچنان اين افسردگی و سکوت ممتد من ادامه دارد...

زير نويس از سويتی:رويای من رنگ روزای دمدمای صبح بهاره ؛ميون طلوع خورشيد ؛اما هنوز طلوع نکرده ؛نم داره و بارون خورده و مه آلود ؛يه مه رقيق.تمام

تجسم کنين ...تجسم ...اين رويا چقدر شيرينه

/ 2 نظر / 2 بازدید

خاطرات دانشگاه رابرايم زنده کرديد.

sanaz

از اين قسمت خيلی خوشم امد واسيه انکه دروسته من ترم پايين هستم ولی همه رو تو دانشگاه ميناسم (همه هم منو) واسه همين هر کی از راه ميريسه واسش يه اسمی ميزاريم (تا انجايی هم که ميدونم خودمم اسم دارم) پس خيال نکن شق القمر کردی و دسته هر چی ادمه با هال هست رو از پشت بستی!!!!!!!!! والی از شوخی گذشته اسماتون با حال بود