بی سرزمين تر از خاک

خير و شر و شری قويتر از خير و غالب هميشگی وخيری مظلوم و نحيف که خيرش برکتی برای پيشرفت و اينکه ميتوانيم خير باشيم و دوست داشتنی و دوست دار و  مايه مباهات و باعث آرامش تن و ديگران و در اين بين حلقه گم شده ای؛ و آن کوششی برای رسيدن به اين هدف و چرا ما از سعی و تلاش و کار فراری! که اگر تمام انرژی هايی برای چيزهای غير مفيد در روزمرگی صرف ميکنيم و روز هايی که همينطور می آيند و ميروند و ما که ميرويم و ميآييم گاه بيهدف ؛ تمام اينها را در مسيری که مقصودمان است هدايت کنيم و عادت کنيم به خوب زندگی کردن و سطح لذت هايمان را بالا ببريم :نمی دانم شايد اصلا بلد نيستيم يا اينکه يادمان نداده اند.

به قول استاد فردی که حتی به يک سنگ ايمان دارد ؛ضرری از او متوجه انسان نيست چون فردی است آرمانی و به چيزکی ايمان دارد و در فراز و نشيب زندگی سنگر اوست چون متکی به يک مأمن مطمئن است و والاتر وبرتر اينکه ايمانمان به ايزد منان باشد که آرامش بخش دلها و شفا دهنده ملالتهاست ؛اينجا هم گم کرده ای هست که چرا آرمانی نيستيم و تکيه به يک ستون استوار نمی کنيم و چرا اين حلقه های گم شده را پيدا نميکنيم و بهم پيوند نميدهيم

و من

حلقه گم شده کجای اين زندگی و کجای دنيا هستم و حلقه گم شده من کجاست.و من در اين گيرودار هيچ نيستم در اين هياهو و با اين تراوشات ذهنی .همه ؛همه چيز مگويند وخود چيزی برای گفتن و عمل کردن ندارم و در حرف زدن نيز می مانم.

اين جمله استاد پيروبا تجربه مان اين روزها خيلی در ذهنم ميچرخه که چشم در چشمم دوخت و جدی گفت:خانواده منتظر مرحله بعدی تحصيلاتت هستند ها.

تلاش!ايمان! چه نقشی در به نتيجه رسيدن اين هدف دارند؟

همه چيز.ميدانم.

دلم را به اسيري آورده ام
 تا  من و او عادت كنيم به تنهايي
 تا دوباره من باشم و دلم  و يك دنيا خاطره

    دلم را به اسيري آورده ام
 تا من , من باشم
 تا او , او بماند

   دلم را به اسيري آورده ام
 تا ...
بگذار اين تا براي خودم بماند       و بس .
سويتی

/ 1 نظر / 4 بازدید
fereshteh

ادم بعضی وقتا اون قدر از همه جا و همه کس دلسرد و دلتنگ می شه که حتی اهشم يخ ميزنه