.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

چرا مينويسم و برا کی...؟؟؟

 
جمعه ۱ اسفند ،۱۳۸٢

امروز روز انتخابات مجلس هفتم بود.از صبح خونه هستم و داشتم با اين بلوگ ور ميرفتم.يه لوگو درست کردم برا بلوگم وببينين سليقم چطوره.يعني اگه با صفحه اصلي بياد آخه اين پرسينبلوگ هم ايرانيه و پر از اشکاله قالبش هم که ديوونم کرد.با فرانت پيج همه چيش رو راه مينداختم ولي ميومدم رو ويرايش قالب ايراد ميداد  خلاصه ديوونه شده بودم الانم نميدونم قالب سايت چه شکليه آخه بنا به کار پرشينبلوگ يک روز بايد از روش بگذره .ياني فردا صبح ميتونم ببينم لوگو با قالب سايت چه شکليه.ولي خيلي کلافم کرد .رفتم يه دوش گرفتم حالم اومد سرجاش. 

اما من نگفتم هدفم از نوشتن اينجا چيه.اگه دقت کنين بي تاريخ مقدمه ميبينين ماله ۷ ماه پيشه .ياني انگيزه برا نوشتن نداشتم(يه کم هم دستم تو فارسي تايپ کردن کنده) .اين چند روز اخير هم به خاطر اينکه تعطيلات وسط ترم وبيکاريه ۲ بار نوشتم ولي بنا به پيشنهاد و قوت قلبي که بهم داد ميخام هر از چند گاهي وقت پيدا کردم اينجا بنويسم ...

از زندگي روزمره٬از خاطرات گذشته٫از لحظات ناب٫ازغمها واز لحظات شيرين

اما اينجا مخاطبم کي باشه؟ 

با اجازه شما خواننده اين نوشتها و با اجازه مخاطب اين سالهاي اخير که هر لحظم با اون گذشته?چه وقتهايي که بوده و چه وقتهايي که نبوده مخاطبم اون بوده .اينجا هم ميخام برا اون بنويسم.البته اينجا رو نميخام جاي هرفهايي کنم که فقط مال دو نفر باشه .فقط يه مخاطبي برا حرفام داشته باشم که ميدونم که تا حالا همه حرفهام رو بدقت گوش داده(به قول آزاده خواهرم وقتي باهم هستيم مثل دوتا کفتر بقبقو ميکنيم) و تو لحظات خوشي و ناخشي يار و ياورم بوده وبرا کارهام يه پشتوانه روحي و معنوي بزرگي بوده

حالا اينم با اجازه خودش اسمشو بزاريم سويتي يا اگه پيشنهاد بهتري داره به خودم بگه که به اون اسم اينجا اسم ببرم.

حالا پيدا کنيد پرتقال فروش را. سويتي دختره يا پسر؟ به نظر من که پسره ولي با اين تعاريف ميتونه پسر باشه؟بزارين اينم بمونه بمونه.ولي من خيلي دوستش دارم

 

 

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.