.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

گلهای رنج

 
جمعه ۱٢ تیر ،۱۳۸۳

چنان سرشار از خاطره ام که گويی هزار ساله ام

برای کودک شيفته نقش و نگار جهان به وسعت اشتياق اوست .صبحدم پا به راه ميگذارم٬ دل پر از کينه و اميال ناگوار و دل شوره يک عشقولی . يکی شادمان که ميگريزد از ديار پليد. يکی پر هراس از زادگاه خود . يکی چيزی برای گفتن دارد ولی پر از حسادت. يکی هم چيزهای زيادی برای گفتن دارد ولی نميگويد . يکی هم اصلا چيزی ندارد و نميخواهد داشته باشد و چقدر ساده و مهربان سخن ميگويد ٬دوستش دارم .يکی  دارد و باز هم ميخواهد داشته باشد و چقدر معصوم

سرما و گرما ميگدازد و رفته رفته نشان بوسه ها را ميزدايد .و آن که آرزويش به ابر و مه سپيده دم است ٬جايش خالی ...به لذات فراخ و بی ثبات و با ثبات و ناشناخته می انديشد .بايد در آرزوی آن ماند؟ سرشار از عشقهای کهنه و تازه ٬من طالب سوز دل توام .از مرواريد هايی که از چشمان سياه  و لپ های قرمز فرو ميريزد.

اشک بر زيبايی چهره ميافزايد و من لب ريز از بغز در گلو ...

 

 

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.