.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

سوِرٍنا

 
یکشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٥

میخواهم که اندوهی سیاه و سنگین

با قدمهای آ هسته در جانم حلول کند.روح مرا بتراشد

و جرعه جرعه تلخی خود را به کامم ریزد

در آرزوی آنم که زندگی جاودانه نصیبم شود

که تا ابد بتوانم دوست بدارم و روزی هزار بار

در رنج عشق جان بسپارم

بدون آنکه مرگ جرات کند به نجات من بشتابد

* سورٍنا سردار پادشاه اشکانی که همه عظمت خود را مدیون اوست

 

 

 

 
چهارشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸٥

اونقدر در یک خواب عمیقی خوابیده بودم که  خواب بودن  یا نبودنم  رو براش نوشتم

که بگم تا دریا های پشت سرم  آب هاشونو نگه داشتن

که چرا حرفهایی رو که از چشمانم جاریه رو نمی بینه؟

که چرا کلماتی که از زبانم میریزه رونمیشنوه؟

که چشمان خواب آلوده منو تشخیص بده

که ببینه که راحت خوابیدم .

چشمانت روشن

 

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.