.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

 

 
چهارشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٥

من ، در امتداد سال ها ، همراهان بسیاری داشته ام که پس از چند لحظه یا چند روز یا چند سال ، خواسته اند مثل من باشند یا من مثل آنها باشم . یا مرا معیار دیده اند یا خودشان را معیار تصور کرده اند .و همین مساله دردناک منجر به فسخ بسیاری از قراردادهای دوستی شده است – اگر چه دوستی ،قراردادپذیر نیست .

خیلی ها می آیند به طرف تو، و  مجذوب می شوند، و مغلوب.بعد، ناگهان می بینی که تکیه کلامهای تو را ،حرکات تو را ، طرز حرف زدن تو را ، و حتی سلیقه تو را در غذا خوردن و دوست داشتن این یا آن میوه و شیرینی تقلید می کنند. اینها  هرگز دوستان خوبی نمی شوند . تو نیمه مکمل خود را می خواهی نه سایه خود را ، نه شبح خود ، نه سایه خود ، نه شبیه خود را ...

دوست ، دوست را کامل می کند – همانگونه که یک نیمه در،  نیمه دیگر را ، اما  یک نیمه ی در ، در نیمه دیگر حل نمی شود ، محو نمی شود ، نابود نمی شود . این شبیه شدن ها مساله یی ست که باعث می شود ما غالبا تنها بمانیم ،چرا که از مقلد بیزاریم ، یا از این که تقلید کنیم . مگر آنکه دوستی را با دلقکی برابر بدانیم ، یا آنقدر درمانده و ضعیف النفس باشیم که احتیاج به  له  شدن در دیگری را حس کنیم ، یا آنقدر بیمار باشیم که بخواهیم در مقام « خود همه چیز بینی » ، جمعی انسان تو سری خورِ ساده لوح را به مسخرگی وادار کنیم .

ما می خواهیم کسی با ما باشد که « ما»  نباشد ، دستگیرنده ما باشد و دستگیرنده اش باشیم ، هشدار دهنده ی به ما باشد و هشداردهنده ی به او باشیم ، بیدار کننده ی ما و بیدار کننده اش ...

رفیقی که تو را دايما تایید می کند یا تحسین ، اسیر است نه رفیق .

 

 

نادر ابراهیمی  -  ابوالمشاغل

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.