.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

آه نامه

 
پنجشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸۳

باز هم اين سويتی که تو خواب در گوشم ميخونه ک هر چی به ذهنم مياد بنويسم.اما اين حسم رو گم کردم.ديگه مثل اون وقتها نيس که با حواس جم براش صفحه ها ٬براش بنويسم ٬الان چهار ماهی ميشه که اينجا هم ننوشتم.خودمو گم کردم...هواسمو٬ ارادمو ٬ صبرمو ٬نغمه آم هم گم شد ٬نغمه ای که زير شاخو برگ درختها وتو قايم موشکها پيداش کرده بودم و با بهار شکوفه کردو تو تابستون گرم و خسته زير سايش پناهم ميداد و  هر روز منو با ميوه عشقی که دميده بود نوازش ميداد٬ و چقدر لذيذ بود و چقدر زود گذشت و من مثل هميشه قدر ناشناس ٬که پاييزی در راه هست و تمام درختان  و برگها و ميوه هاش و نغمه ها رو خواهد برد...که برد...ومن الان با چشمانی که از پشت يک قطره و خاطراتی از يک تجربه شيرين که به صندوقچه دلم ميسپورم و دوستش دارم برا هميشه ...

  

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.