.: هوم :.
.: آرشيو :.
.: ايميل :.
   
  هورلا                     
 
 
 
 

 

 
دوشنبه ٢۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳

با غباری  از غم

تو به لبخندی از اين آينه  بزدای  غبار

آشيان  تهی دست  مرا

مرغ  دستان  تو پر می سازند

آه مگذار ، كه دستان  من آن

اعتمادی  كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد

آه مگذار كه مرغان  سپيد  دستت

دست پر مهر مرا  سرد و تهی بگذارد

من چه می گويم ، آه

با تو اكنون چه فراموشيها

با من اكنون چه نشستها ، خاموشيهاست

تو مپندار كه خاموشی من

هست برهان فرانموشی من

من اگر برخيزم

تو اگر برخيزی

همه برمی خيزند

   حميد مصدق

 

 

 

 
شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸۳

با همکلاسی های دختر و پسر يه اردو رفته بوديم به قول يکی از اساتيد که يه بار هم ايشون تشريف داشتند شايد برا ما و برا اونا ديگه چنين فرصتی پيش نياد که مثلا با دوستان و همکلاسيها باهم دور هم باشن و بگن و بخندن و با هم بخونن و ساز بزنن و برقصن . حالا برا ما پسر ها که نسبتا آزادی بيشتری از دخترها داريم برامون بعيد باشه ٫ولی از اون موقع سه بار هم اين جشن دور هم رو برگذار کرديم و خاطراتی ناب بين دوستانی بی غل و غش تجربه کرديم ولی اين بار آخر  يک نفر بود که همه روتحت تاثير قرار داده بود و اون فرشته ای بود که با خون گرمی و مهربونی که از اول همکلاس بودنمون ازش ديديم دل هممون رو شاد کرد ولی يه غصه ته دلی که داشت نتونست چهره هميشه شادش رو همه واقعا شاد ببينن و وقتی پرون پرون از ما جدا شد و کنار رودخونه تنها نشسته بود هق هقش رو ميشود از دور ديد که خودش رو خالی ميکرد ولی کسی به روش نياورد و وقتی همه دور هم بودن و با هم آوازی آهنگهايی رو دکلمه ميکرديم بغض تو صداش معلوم بود و اشکهاش رو پشت عينک دودی قايم کرده بود ولی بعد از يکمی باز خودش رو پيدا کرد و با رقص بی نظير و خنده های نازنينش ما رو شاد ميکرد

به اميد روزی  که هيچ وقت غم چهره شادمون رو تحت تاثير قرار نده

 

 

L'ESPOIR&اميد

 
جمعه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸۳

Habite mon cœur et chauffe mon âme.
Que tes baisers puissent calmer ma soif,
Que mon cœur batte au rythme de ton souffle,
Que ton regard chaud de tendresse
Se pose sur moi.
Que la caresse de tes mains chauffe mon corps !
Je veux entendre ta voix sortir de l'océan profond de l'amour
Comme une plante rare du paradis.
Je veux renaître dans tes bras.        traduit par Sima

در قلبم بمان وروحم را گرما ببخش   تا بوسه هايت بتوانند تشنگی ام را آرام کنند

تا قلبم با آهنگ نفست بتپد   تا نگاه گرم ومهربانت بر من بنشيند

تا نوازش دستانت گرما بخش جسمم باشد

ميخواهم صدای دستانت که از اقيانوس عميقعشق بيرون می آيد بشنوم

ميخواهم مثل يک گياه کمياب بهشتی در دستانت متولد شوم

 

 

Je t'aime encore

 
سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸۳

Ziggy, il s'appelle Ziggy

Je suis folle de lui

C'est un garcon pas comme les autres

Mais moi je l'aime, c'est pas d'ma faute

Meme si je sais

Qu'il ne m'aimera jamais

 

 

 
Azadunifr
 
LOGO


شماره بازديد


 




پيوند
shazdeamin.persianblog.ir



پشتيباني
Persian Blog


بنابراين، من چه دارم؟اين اوست،هورلا،كه مرا تسخير كرده واين افكار ديوانه وار را به به مغزم مي آورد.او درون من است و كم كم به روح من تبديل ميشود.من او را خواهم كشت.

گي دوموپاسان


 

.:Archive :.
.: E-mail :.